
اختصاصی مانا- اگرچه شرکت کشتیرانی دولتی چینی کاسکو COSCO Shipping سهامدار عمده بندر چانکای تصریح کرده که این حکم به هیچوجه جنبههای حاکمیتی را شامل نمیشود و بندر همچنان تحت صلاحیت و کنترل مقامات پرو باقی میماند، اما همین چالش حقوقی داخلی در بستر رقابت چین و ایالات متحده، ابعادی فراتر از یک اختلاف اداری یافته و به مسئلهای ژئوپلیتیکی بدل شده است.
دونالد ترامپ رئیس جمهور ایالات متحده که تسلط در نیمکره غربی را در اولویت دولت خود قرار داده است، در واکنش به این پرونده از حق حاکمیتی پرو برای نظارت بر زیرساختهای حیاتی در قلمرو خود حمایت کرد و آن را داستانی هشدار دهنده برای منطقه و جهان خواند. واشنگتن هشدار داد که تحکیم کنترل چین بر بندر بزرگ چانکای میتواند به تضعیف حاکمیت عملی پرو بینجامد و این بندر را به نقطهای استراتژیک با پیامدهایی فراتر از مرزهای ملی تبدیل کند. در مقابل مقامات چینی تأکید کردند که چانکای همچنان تحت اختیار دولت پرو است و نگرانیها درباره حاکمیت بیاساس است.
بندر چانکای در سواحل اقیانوس آرام پرو و در شمال لیما یک بندر آبهای عمیق فوقمدرن با سرمایهگذاری حدود ۱.۳ میلیارد دلاری است که در اواخر سال ۲۰۲۵ نخستین سال فعالیت خود را پشت سر گذاشته است. این بندر که در نوامبر ۲۰۲۴ با حضور شی جینپینگ رئیس جمهور چین افتتاح شد، یک مسیر کشتیرانی مستقیم جدید بین شانگهای و چانکای را راهاندازی کرده که سفر دریایی بین چین و پرو را از بیش از ۳۵ روز به ۲۳ روز و هزینههای لجستیک را بیش از ۲۰ درصد کاهش میدهد.
اما اهمیت چانکای فراتر از کاهش زمان حملونقل است، بهویژه که چین بیش از یک دهه است که بزرگترین شریک تجاری پرو محسوب میشود و این بندر یکی از دهها پروژه بندری در آمریکای لاتین و کارائیب است که نهادهای چینی در آنها نقش مالکیتی یا عملیاتی دارند. در این ساختار چانکای به نمادی از سرمایهگذاری گسترده پکن در منطقه تبدیل شده است که دسترسی مستقیم به مواد اولیه استراتژیک را تسهیل میکند، کنترل بر زنجیرههای تأمین حیاتی را تقویت میسازد و بهتدریج نفوذ سیاسی چین را در نیمکره غربی گسترش میدهد.
از منظر ایالات متحده، چانکای تنها یک پروژه بندری نیست، بلکه بخشی از الگویی گستردهتر است که از طریق آن چین با تکیه بر سرمایهگذاری زیرساختی، جای پای استراتژیک خود را در نقاط حساس تجارت جهانی تثبیت میکند. در نگاه واشنگتن محدود شدن نظارت دولت پرو بر بندری با سهامداری عمده دولتی چینی، صرفاً یک اختلاف حقوقی داخلی نیست، بلکه نشانهای از انتقال تدریجی کنترل گرههای لجستیکی به رقیبی است که همزمان درگیر رقابت تجاری، فناورانه و ژئوپلیتیکی با ایالات متحده است. از این رو چانکای میتواند به بخشی از شبکهای تبدیل شود که نفوذ اقتصادی چین را به اهرم سیاسی در نیمکره غربی پیوند میزند.
در چنین چارچوبی، اهمیت بندر چانکای برای چین را باید در سه سطح درهمتنیده ژئواکونومیک، ژئواستراتژیک و ژئوپلیتیکی بررسی کرد که نشان میدهند چرا این پروژه فراتر از یک سرمایهگذاری تجاری ساده ارزیابی میشود.
در سطح ژئواکونومیک، بندر چانکای به پکن امکان میدهد دسترسی مستقیمتر و کمهزینهتری به مواد اولیه استراتژیک آمریکای جنوبی بهویژه مس و لیتیوم داشته باشد. کوتاهتر شدن زمان حملونقل به شانگهای به حدود ۲۳ روز به معنای افزایش سرعت گردش سرمایه، کاهش هزینههای لجستیکی و تقویت کنترل چین بر زنجیرههای تأمین جهانی است که در شرایط رقابت فناوری و صنعتی با ایالات متحده اهمیت مضاعف دارد. بدین ترتیب چانکای در عمل به یک حلقه جدید در شبکه دریایی جهانی چین تبدیل شده که صادرات منابع را بهصورت مستقیم به بنادر آسیایی متصل میکند و وابستگی به مسیرهای واسط را محدود میکند.
در سطح ژئواستراتژیک، چانکای را میتوان بخشی از گسترش حضور دریایی چین در اقیانوس آرام جنوبی دانست. حضور عملیاتی بلندمدت در یک بندر عمیق در آمریکای جنوبی به پکن امکان میدهد در یکی از محورهای کلیدی منطقه، نفوذی پایدار ایجاد کند که هرچند ماهیتی تجاری دارد، اما در چارچوب رقابت قدرتهای بزرگ میتواند پیامدهایی فراتر از اقتصاد صرف نیز پیدا کند. اهمیت این موقعیت زمانی برجستهتر میشود که مسیرهای حیاتی ارتباطی میان اقیانوس اطلس و آرام در نظر گرفته شوند. در سناریوهای تنش یا بحران در منطقه هند-اقیانوس آرام، کنترل یا حضور اقتصادی در نقاطی نزدیک به مسیرهایی مانند کانال پاناما میتواند در محاسبات ژئوپلیتیکی بازیگران تأثیرگذار باشد، حتی اگر کارکرد رسمی این تأسیسات تجاری باقی بماند.
در سطح ژئوپلیتیک، چانکای نمادی از تعمیق حضور ساختاری چین در آمریکای لاتین است و در حالی که توجه جهانی عمدتاً بر پروژههای "کمربند و جاده"ی چین در آسیا و آفریقا متمرکز بوده، پکن طی یک دهه گذشته سرمایه گذاری کلانی در زیرساختهای این منطقه از انرژی پاک و مخابرات تا بنادر و حملونقل انجام داده است. بندر چانکای در این میان صرفاً یک پایانه دریایی نیست، بلکه بخشی از الگویی گستردهتر است که از طریق آن روابط بلندمدت اقتصادی میتواند به اهرم سیاسی تبدیل شود و بهتدریج موازنه سنتی قدرت در نیمکره غربی را دستخوش تغییر کند.
در سوی دیگر این معادله، این تحولات از نظر ایالات متحده پنهان نمانده است. واشنگتن نفوذ رو به رشد چین در منطقه را به عنوان یک تهاجم رقابتی به عنوان بخشی از نبرد تجاری گستردهتر بین دو ابرقدرت میبیند. واکنش ایالات متحده به تحولات بندر چانکای را باید در ساختار بازتعریف استراتژیک واشنگتن نسبت به نیمکره غربی تحلیل کرد. از دید آمریکا گسترش حضور چین در زیرساختهای حیاتی آمریکای لاتین یک روند طبیعی اقتصادی نبوده، بلکه بخشی از رقابت ساختاری در دل نبرد تجاری و فناورانه میان دو قدرت بزرگ است. بر این اساس، چانکای به نمادی از نوعی الگوی نفوذ از طریق سرمایهگذاری زیرساختی، مالکیت یا کنترل عملیاتی بلندمدت و در نهایت تثبیت جای پای سیاسی در منطقهای که آمریکا آن را حوزه نفوذ سنتی خود میداند، تبدیل شده است.
از این رو واشنگتن هشدار داده است که کاهش نظارت ملی پرو بر بندری با سهامداری عمده چینی میتواند ظرفیت اعمال اقتدار حاکمیتی پرو بر داراییهای حیاتی خود را محدود کند. این موضعگیری در امتداد رویکرد قاطعتری قرار میگیرد که در قبال ونزوئلا و پرونده نیکولاس مادورو نیز مشاهده شد و نشان میدهد ایالات متحده آماده است برای مهار نفوذ چین در آمریکای لاتین از ابزارهای سیاسی، اقتصادی فعالتری استفاده کند. تعیین پرو به عنوان متحد اصلی غیرناتو و مذاکرات مربوط به ساخت یک پایگاه دریایی جدید در نزدیکی چانکای نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است.
در سطح کلان نوعی اجماع در سیاستگذاری آمریکایی در حال شکلگیری است، مبنی بر اینکه نیمکره غربی دیگر نمیتواند عرصه گسترش بیهزینه نفوذ چین باشد. واکنش واشنگتن به چانکای صرفاً واکنشی به یک بندر خاص نیست، بلکه بخشی از استراتژی گستردهتر برای مهار نفوذ پکن، تقویت حضور آمریکا در منطقه و بازتنظیم موازنه قدرت در قاره آمریکا است.
چانکای نشان میدهد رقابت آمریکا و چین دیگر صرفاً در حوزه تعرفهها یا فناوری جریان ندارد، بلکه به تاسیسات کلیدی و گرههای استراتژیک اقتصاد جهانی منتقل شده است. در این منطق جدید، مسئله نه تصرف سرزمینها، بلکه کنترل مسیرها، بنادر و زنجیرههای تأمین است. اگر قرن بیستم با رقابت بر سر پایگاههای نظامی تعریف میشد، قرن بیستویکم با رقابت بر سر بنیانهای اقتصادی تعریف خواهد شد و چانکای یکی از نشانههای روشن این گذار ژئوپلیتیکی در نیمکره غربی است.
در چنین فضایی اظهارات برنی ناوارو سفیر تازه منصوبشده ایالات متحده در پرو معنایی فراتر از یک انتقاد دیپلماتیک پیدا میکند که میگوید " هر تصمیمی بهایی دارد و سنگینترین بها، تضعیف یا از دست رفتن حاکمیت ملی است. " این هشدار نشان میدهد که در عصر رقابت زیرساختی، بندرها دیگر صرفاً دروازههای تجارت نیستند، بلکه به صحنههایی تبدیل شدهاند که در آن حاکمیت و نفوذ قدرتهای بزرگ بازتعریف میشود.
شهره پولاب- دکتری جغرافیای سیاسی و پژوهشگر روابط بینالملل