
به گزارش گروه بینالملل مانا، موقعیت جغرافیایی پاکستان به عنوان یک نقطه عبور طبیعی بوده که آسیای جنوبی را به آسیای مرکزی و خاورمیانه متصل میکند. در مقابل، چین جایگاه بزرگترین قدرت تجاری جهان را در اختیار دارد و زنجیرههای تأمین آن در تمام مسیرهای اصلی اقیانوسی فعالیت میکنند. بنابراین، دریا عملیترین و مقیاسپذیرترین پل اتصالی بین دو اقتصاد است.
بنادر پاکستان در کراچی و بندر قاسم، همراه با مسیر توسعه بلندمدت گوادر، دسترسی چین به دریای عرب را فراهم میکند و همچنین، به پاکستان اجازه میدهد تا خدمات خود در مسیرهای کشتیرانی شرق آسیا، آفریقا و اروپا گسترش دهد. باید توجه داشت که در چارچوب کریدور اقتصادی چین-پاکستان (CPEC) نیز اتصال دریایی نه تنها از واردات انرژی و نهادههای صنعتی، بلکه از جریان رو به گسترش کالاهای مصرفی و صادرات فرآوری شده نیز حمایت میکند.
سال ۲۰۲۵ نشانههایی از تبدیل به یک نقطه عطف تاریخی برای جهان را نشان داد. در این میان، بهبود عملکرد بنادر، افزایش در صادرات پاکستان به چین را به همراه داشت که نشان میدهد رابطه تجاری مبتنی بر سرمایهگذاری در زیرساختها، اکنون عملیات تجاری پایداری را ایجاد میکند.
تحولی در تجارت کشاورزی و مواد غذایی
یکی از واضحترین نشانههای این تغییر را میتوان در صادرات گوشت پاکستان به چین مشاهده کرد. در سال ۲۰۲۵، صادرات گوشت گاو در مقایسه با سال قبل ۱۷۷ درصد افزایش یافت و به ارزش ۱۴.۵۲ میلیون دلار رسید. محل فروش این محصولات صادراتی به اندازه حجم آنها اهمیت دارد. محصولات پاکستانی به برخی از مناطق مرفه و پرمصرف چین، از جمله جیانگ سو، ژجیانگ، تیانجین و گوانگدونگ، ارسال میشود. برای نمونه، ارزش صادرات پاکستان به جیانگ سو به نزدیک به ۵.۱ میلیون دلار رسید که نشان دهنده افزایش اعتماد به استانداردهای فرآوری و رعایت استاندارد حلال در پاکستان و قیمت محصولات و قابلیت اطمینان در تحویل است.
همچنین، میانگین قیمت صادرات حدود ۶.۱۱ دلار به ازای هر کیلوگرم، نشاندهنده تعادل بین کیفیت و قیمت مناسب است. در پسزمینه این عملکرد، تسهیل در اعطای مجوزهای زیاد برای کشتارگاههای صادراتی، لجستیک بهتر زنجیره سرد و رویههای گمرکی روانتر نهفته است. استفاده روزافزون از کانالهای تجاری تضمینشده از طریق مراکزی مانند هاینان، زمان حمل و نقل و اصطکاک لجستیکی را بیش از پیش کاهش داده است.
مهمتر از همه، این روند به یک تغییر ساختاری عمیقتر اشاره دارد. پاکستان در حال گذار از صادرات کالاهای کشاورزی خام به سمت فروش محصولات غذایی فرآوریشده و با ارزش افزوده است که حاشیه سود بالاتر و چشمانداز رشد بلندمدت بهتری را در بزرگترین بازار مصرفی جهان ارائه میدهند.
اصلاحات دریایی عامل توانمندسازی اسلام آباد
این روند شتابان در صادرات پاکستان اتفاقی پدید نیامد، بلکه با اصلاحات گسترده در بخش دریایی پاکستان در سال ۲۰۲۵ همزمان شد. بطوریکه این صنعت سود بیسابقه ۱۰۰ میلیارد روپیه (۳۶۰ میلیون دلار) را ثبت کرد. این سود نه ناشی از افزایش موقت نرخهای جهانی کشتیرانی، بلکه ناشی از اصلاحات نهادی و عملیاتی بود.
بیش از ۲۴ ابتکار در حوزههای قانونگذاری، حاکمیتی، عملیات بندری و بهینهسازی نیروی کار اجرا شد. جابجایی بار در بندر کراچی به رکورد ۵۴ میلیون تن رسیدو میانگین زمان پهلوگیری کشتیها ۲۴ تا ۳۶ ساعت کاهش یافت که مستقیماً هزینهها را برای خطوط کشتیرانی و بازرگانان کاهش داد.
در این میان، انضباط مالی نقش محوری ایفا کرده است. پستهای مازاد حذف شدند، هزینههای اضافه کاری به شدت کاهش یافت و بیش از ۱۵۰ هکتار از زمینهای تصرف شده بندر به ارزش بیش از ۱۱۰ میلیارد روپیه بازپس گرفته شد. این اقدامات ترازنامهها را تقویت و همزمان کنترل دولت بر داراییهای مهم راهبردی را احیا کرد.
فرآیند دیجیتالی کردن اسناد به همراه ادغام سیستم پنجره واحد پاکستان در شبکههای جامعه بندری و اجرای کنوانسیونهای بینالمللی دریایی، عملیات را تسهیل و تأخیرها را به حداقل رساند. تغییراتی که در بنادر پاکستان اعمال شد، افزایش کارایی و بهبود روابط بینالمللی را به همراه داشت، زیرا دو جنبه اصلی عملیات بندری قابل پیشبینیتر و کارآمدتر شدند.
تاثیر بر تجارت پاکستان و چین
چین از این پیشرفتها سود کسب کرده است، زیرا آنها اکنون یک شریک دریایی قابل اعتماد دارند که در نزدیکی مسیرهای مهم کشتیرانی فعالیت میکند. پاکستان این تحولات را به عنوان شرایط ضروری برای رقابت در بازارهایی که نیاز به تحویل سریع و محصولات با کیفیت بالا دارند، میپذیرد.
چین به منابع پروتئینی متعدد، از جمله محصولات دارای گواهی حلال و غذاهای آماده طبخ نیاز دارد که پاکستان میتواند از طریق منابع کشاورزی خود آنها را تأمین کند. پاکستان میتواند این تقاضا را برآورده کند، زیرا هزینههای لجستیکی پایینتر و عملیات بندری سریعتر آن، توزیع در مقیاس بزرگتر را امکانپذیر میسازد.
همچنین، فعالیت بیشتر از طریق بنادر پاکستان، وابستگی به خدمات کشتیرانی خارجی را کاهش میدهد، به حفظ ارز خارجی کمک میکند و توان دریایی داخلی را افزایش میدهد. چارچوبهای سیاست بلندمدت، از جمله راهبردی ملی کشتیرانی و اهداف بلندپروازانه شیلات و آبزیپروری، نشان میدهد که هر دو طرف به جای افزایشهای مقطعی تجارت، همکاری را در منطق تجاری پایدار تثبیت میکنند.
عمق راهبردی از طریق دریا
تجارت دریایی پاکستان و چین به نقطه عطف مهمی نزدیک میشود. همکاری دو کشور که عمدتاً مبتنی بر جغرافیا و دسترسی راهبردی آغاز شد، اکنون در حال تبدیل شدن به همکاری مبتنی بر کارایی، رقابتپذیری و منافع اقتصادی متقابل است.
اگر پاکستان روند اصلاحات سال ۲۰۲۵ را حفظ کند و به حرکت خود در زنجیره ارزش صادرات ادامه دهد؛ کریدور دریایی که پاکستان و چین را به هم متصل میکند، میتواند به سنگ بنای اتصال منطقهای تبدیل شود. با گذشت زمان، این کریدور پتانسیل تقویت زنجیرههای تأمین، ایجاد اشتغال و تثبیت جایگاه پاکستان در شبکههای تجارت اوراسیا و جهانی را دارد.
در مجموع، دریا برای هر دو کشور دیگر صرفاً یک مسیر راهبردی نیست، بلکه به یک دارایی اقتصادی مشترک تبدیل شده است و وزن تجاری بالایی دارد.
منبع: اوراسیا ریویو