
به گزارش گروه بینالملل مانا به نقل از موسسه Xeneta؛ عملیات نظامی ترامپ در ونزوئلا به عنوان تلاش آمریکا برای مقابله با گسترش نفوذ چین در سراسر جهان تلقی میشود.
به گفته پیتر سند تحلیلگر ارشد موسسه Xeneta، تغییر سیاست چیزی نیست که یک شبه اتفاق افتاده باشد، بلکه چین طی دههها نفوذ خود را گسترش داده است.
یک دهه است که آمریکا به طرح کمربند و جاده چین توجه دارد و شاید آن را چندان جدی نگرفته بود، اما ناگهان متوجه شد حوزه نفوذ چین فقط به تولید اسباببازی محدود نمیشود، بلکه در پی سرمایهگذاری و اتصال بخشهای بزرگی از آسیا، خاورمیانه و آفریقا به عنوان یک حلقه حمایتی است.
در این میان ونزوئلا به خودی خود اوضاع را تغییر نخواهد داد، اما واشنگتن به دنبال اصلاح آنچه که از نظر نفوذ جهانی از دست داده میباشد. روشی که در این راستا بهکار برده غیرمعمول است.
پاسخ آمریکا به نفوذ سریع و در حال گسترش پکن، بازگشت به قرن نوزدهم یعنی روش رئیس جمهور دکترین مونرو بوده که به دنبال جلوگیری از امپریالیسم اروپایی بود.
احیای این ایدئولوژی ۲۰۰ ساله میتواند جهان را به حوزههای نفوذی تقسیم کند به طوری که شرق آسیا به رهبری چین، غرب اروپا به رهبری اتحادیه اروپا و شرق اروپا به رهبری روسیه باشد، در حالی که ایالات متحده قاره آمریکا را کنترل میکند.
نفوذ ایالات متحده در آمریکای لاتین بر سیاست و اقتصاد آن همچنان یک عامل مهم بوده است. از زمان جنگ جهانی دوم، مداخلات نظامی آمریکا در کوبا، شیلی، نیکاراگوئه، گرنادا و پاناما صورت گرفته است و اکنون دوباره تهدیداتی علیه کلمبیا، مکزیک و کوبا وجود دارد و گرینلند به عنوان متحد ناتو، نیز در تیررس خطر است.
با توجه به نادیده گرفتن آشکار قوانین بینالمللی توسط آمریکا در حملات خود به ونزوئلا و کشتیرانی آن تغییری در روابط بین دولتها و اقتصادهای آنها ایجاد شده است.
مارتین گزمن استاد دانشکده امور بینالملل دانشگاه کلمبیا در این زمینه میگوید: چندپارگی دیگر یک خطر نوظهور نیست، بلکه یک اصل سازماندهی شده است.
وی ادامه میدهد: جهانی شدن بر اساس اولویتهای امنیت ملی دوباره پیکربندی شده و تجارت و زنجیرههای تأمین اکنون بر اساس بلوکهای ژئوپلیتیکی رقیب مدلسازی میشوند. در این زمینه آسیبپذیریها به علت بدهی اقتصادهای در حال توسعه نقش زیادی در نحوه قرارگیری آنها در جنگ بین آمریکا و چین ایفا خواهد کرد. دولت ترامپ به ویژه با ترتیبات مالی و توافقنامههای تجاری به عنوان ابزارهایی برای کشورداری رفتار میکند.
شبنم کالملی-اوزجان استاد اقتصاد دانشگاه براون میگوید: در نتیجه این چندپارگی جهانی شدن در شرف نابرابرتر شدن است.
وی در ادامه بیان میکند: زنجیرههای تأمین طولانیتر و پرخطرتر خواهند شد، زیرا مسابقه تسلیحاتی فناوری بین آمریکا و چین میتواند سیستم اقتصادی جهانی را بیثبات کند.
پیتر سند طبق دادههای Xeneta استدلال میکند ونزوئلا هشت سرویس به والنسیا و کاراکاس دارد که به کلون در پاناما یا کینگستون جامائیکا متصل میشوند. حجم کانتینرهای این کشور از ۱.۵۷ میلیون TEU به ۵۰۰ هزار TEU در سال ۲۰۱۹ کاهش یافته، اما این موضوع تأثیر ویژهای بر حملونقل کانتینری نخواهد داشت.
سند معتقد است هرگونه تغییر در حکومت گرینلند میتواند توسط مشاغل حملونقل کانتینری نادیده گرفته شود، زیرا تعداد و شدت عدم قطعیتها در سال جاری کاهش مییابد و سال ۲۰۲۶ را سالی با آشفتگی کمتر تبدیل میکند.
وی در ادامه میگوید: اما اگر پاناما هم به همان شیوه ونزوئلا تحت تأثیر قرار گیرد، تأثیر آن بر حملونقل کانتینری بسیار بیشتر خواهد بود و این خطر امروز بسیار بیشتر از حمله به ونزوئلا است. آمریکا در حال دو جنگ ژئوپلیتیکی مختلف یکی علیه چین و دیگری علیه متحدان اروپایی خود است.
اتحادیه اروپا اقتصاد بزرگتری نسبت به ایالات متحده دارد و ایالات متحده ترجیح میدهد که این واحد به کشورهای جداگانهای که میتواند کنترل کند، مانند ونزوئلا تقسیم شود.
به گفته پیترسند در چند سال گذشته تغییری در فهرست سفارش کشتیهای کانتینری رخ داده است.
شرکتهای حملونقل در جهانی فعالیت میکنند که به طور کامل با جهانی شدن و ادغام زنجیرههای تأمین جهانی روبهرو نیست، اما علاقه به سفارشها بیشتر مربوط به اندازههای متوسط تا بزرگ، از ۱۰۰۰۰ TEU تا ۱۶۰۰۰ TEU است و نه فقط ۲۴۰۰۰ TEU، این گواهی بر این واقعیت است که خطوط کشتیرانی به دنبال زنجیرههای تأمین پیچیدهتری در آینده هستند. اپراتورهای خطوط کشتیرانی به دنبال پهلوگیری نه فقط در بنادر اصلی چین، اروپا و ایالات متحده بلکه در بنادر ثانویه هستند، و آنها به تناژ انعطافپذیرتری در ظرفیتهای عملیاتی خود نیاز دارند.
ترجمه: بهاره قهرمانی