
اختصاصی مانا - برای یک مالک کشتی، دلایل مختلفی برای سفارش یک نفتکش جدید وجود دارد؛ از جمله نوسازی ناوگان، توسعه یا تنوعبخشی. گروه نسبتاً کوچکی از مالکان فقط زمانی به سراغ کشتیهای نوساز میروند که بخواهند ناوگان خود را گسترش دهند یا کشتیهای قدیمی را جایگزین کنند. این مالکان را که میتوان آنها را «مالکان سنتی» نامید، معمولاً نسبت به مشخصات فنی و نگهداری کشتی بسیار سختگیر هستند و بهندرت به خرید کشتیهای دستِدوم فکر میکنند.
مالکان سنتی تلاش نمیکنند زمان بازار را پیشبینی کنند. آنها اغلب بر پایه قراردادهای اجاره بلندمدت، در طول چرخه بازار کشتی میفروشند و همزمان سفارش کشتی جایگزین میدهند. بیشتر این مالکان شرکتهای خصوصیاند که نسلها در این صنعت فعال بودهاند و معمولاً از نظر مالی نیز توانمند هستند.
از سوی دیگر، گروه بزرگی از مالکان رویکردی متفاوت و فرصتطلبانه دارند. آنها برای جایگزینی یا توسعه ناوگان، کشتیهای نوساز را با کشتیهای دستِدوم مقایسه میکنند و بهدقت قیمتهای نسبی و همچنین درآمدهای فعلی و آتی را زیر نظر دارند.
رفتار این مالکان فرصتطلب بسیار دشوارتر از مالکان سنتی قابل پیشبینی است. بخش بزرگی از جامعه فعال در بازار نفتکشها در این دسته قرار میگیرد و فعالیت آنها تأثیر قابلتوجهی بر تحولات ناوگان جهانی دارد. علاوه بر مالکان معمولی، این گروه شامل مالکان غیرسنتی مانند شرکتهای سرمایهگذاری خصوصی، سایر سرمایهگذاران مالی و همچنین شرکتهای بازرگانی نیز میشود. فعالیت مالکان فرصتطلب اغلب باعث افزایش قیمت کشتیهای دستِدوم و رشد سفارش ساخت کشتیهای جدید میشود.
صنعت نفتکشها به نوسانات شدید در درآمدها و ارزش داراییها معروف است. درگیریهای ژئوپلیتیکی و تحریمها این چرخهها را تشدید میکنند. نتیجه این وضعیت معمولاً دورههای نسبتاً کوتاه درآمدهای بالا و پس از آن دورههای طولانی عملکرد ضعیف است. نفتکشها داراییهای بلندمدتی با عمر بیش از ۲۰ سال هستند؛ بنابراین حتی دورههای کوتاه بیشسفارشدهی میتواند سالها مازاد ظرفیت ایجاد کند.
این صنعت در شرایط عادی باید سالانه حدود ۵ درصد از ناوگان خود را جایگزین کند. با توجه به اینکه زمان ساخت کشتی جدید در حال حاضر حدود سه سال است، یعنی هر کشتی که امروز سفارش داده میشود، اواخر ۲۰۲۸ یا اوایل ۲۰۲۹ تحویل خواهد شد؛ بنابراین دفتر سفارشی معادل حدود ۱۵ درصد از کل ناوگان جهانی عددی منطقی به نظر میرسد.
البته این محاسبه بر این فرض استوار است که هر سال حدود ۵ درصد از ناوگان به دلیل سن بالا از رده خارج و اوراق شود؛ چیزی که در سالهای اخیر اتفاق نیفتاده است. با وجود تحویل محدود کشتیهای نوساز در سالهای گذشته، ناوگان نفتکشها بهطور پیوسته رشد کرده است، زیرا میزان اوراق پایین بوده است. کشتیهای قدیمی بهجای رفتن به یاردهای اوراق، برای ادامه فعالیت اغلب به ناوگان سایه فروخته میشوند.
اکنون با وضعیتی روبهرو هستیم که دفتر سفارش نفتکشها بهسرعت در حال افزایش است و این رشد تحت تأثیر چند عامل قرار دارد:۱) قیمت بالای کشتیهای دستدوم مدرن که کشتیهای نوساز را از نظر نسبی جذابتر کرده است.۲) نرخهای حمل قوی برای مدت طولانی که بهویژه برای نفتکشهای VLCC در ماههای اخیر حتی بیشتر هم شده است.۳) میانگین سن بالای ناوگان و وجود تعداد قابلتوجهی کشتی در آستانه اوراق.
برخی تحلیلگران معتقدند شرایط برای یک دوره صعودی پایدار در بازار نفتکشها فراهم شده است. اما سناریوی دیگری نیز وجود دارد. برخلاف دورههای گذشته با دفتر سفارشهای بالا، مانند سالهای ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۸، انتظار نمیرود تقاضای نفت با سرعت زیادی رشد کند.
در پایان باید گفت محیط قوی نرخها در سالهای اخیر بیشتر ناشی از ناکارآمدیها و اختلالات موقت بازار به دلیل مسائل ژئوپلیتیکی و تحریمها بوده است. حتی اگر تحریمها برداشته شوند، ممکن است بخشی از ناوگان سایه همچنان فعال بماند و ورود حجم زیادی از کشتیهای نوساز در سالهای آینده میتواند به مازاد ظرفیت قابلتوجه و محیطی با نرخهای پایین منجر شود. کاهش سرعت سفارشدهی در سال جاری شاید تنها راه جلوگیری از تکرار یک چرخه رونق و رکود دیگر باشد.
منبع: Offshore Energy