
به گزارش گروه بینالملل مانا، اقدامات مشترک کشتیهای جنگی روسیه و ایران در تنگه هرمز، نشاندهنده تعمیق هماهنگی نظامی دو کشور است. اما برای ایالات متحده، این امر نشاندهنده فرسایش احتمالی انحصار آن بر بازدارندگی دریایی در منطقه است. رزمایش مشترک، قابلیت همکاری ناوگان و توانایی اقدام هماهنگ در سناریوهای بحرانی را افزایش میدهد. فعالیت دریایی روسیه و ایران در صورت بروز حادثه یا تشدید تنش، خطرات جدیدی را برای کشتیهای آمریکایی و نیروهای متحد ایجاد میکند.
نزدیکی این رزمایشها به تنگه هرمز به عنوان شریان کلیدی بازار انرژی جهانی از اهمیت ویژهای برخوردار است. تقویت تعامل روسیه و ایران در این منطقه، ظرفیت تهران را برای اعمال فشار بر آزادی دریانوردی افزایش میدهد. مسکو نیز فرصتی برای گسترش حضور دریایی خود فراتر از حوزههای نفوذ سنتی خود به دست میآورد. در نتیجه این شکل از همکاری، استقلال راهبردی هر دو کشور را از غرب افزایش میدهد. برای ایالات متحده، این رزمایش به معنای لزوم تخصیص مجدد منابع و تقویت حضور نظامی خود برای حفظ تعادل قدرت است.
این رزمایشها همچنین دارای ابعاد نمادین و نشاندهنده ظهور یک مرکز قدرت جایگزین هستند. همچنین، تلاشهای دیپلماتیک واشنگتن برای منزوی کردن ایران و روسیه را تضعیف میکنند. در مجموع، این تحولات چالشی بلندمدت برای نفوذ نظامی، انرژی و ژئوپلیتیکی آمریکا در منطقه محسوب میشوند.
در سالهای اخیر، ایران و روسیه همکاریهای نظامی و اقتصادی خود را گسترش دادهاند. مسکو از همکاری خود با تهران به عنوان ابزاری برای مقابله با تحریمهای غرب و انزوای بینالمللی استفاده میکند. ایران نیز به نوبه خود، به دنبال حمایت برای تقویت قابلیتهای دفاعی و نوسازی نیروهای دریایی خود است.
دریای عمان و شمال اقیانوس هند مناطق کلیدی تجارت جهانی هستند و تنگه هرمز به عنوان یک مسیر ترانزیت حیاتی برای سهم بزرگی از منابع انرژی جهان عمل میکند. ایالات متحده به طور سنتی در این منطقه را از طریق حضور دائمی دریایی بوده و هرگونه افزایش حضور نظامی جایگزین، موازنه قدرت را تغییر میدهد.
مانورهای مشترک روسیه و ایران احتمالاً شامل تبادل تجربیات عملیاتی، شیوههای تاکتیکی و سیستمهای ارتباطی باشد و زمینه را برای اقدام هماهنگ در درگیریهای احتمالی فراهم کند. تعمیق همکاریهای نظامی به موازات افزایش روابط اقتصادی و انرژی در حال وقوع است. هر دو کشور در حال توسعه سازوکارهایی برای دور زدن تحریمها و ابزارهای مالی جایگزین هستند. در میان مذاکرات پرتنش بر سر برنامه هستهای ایران، چنین اقداماتی موقعیت چانهزنی تهران را تقویت میکند.
منطقه رزمایش مستقیماً با حملونقل نفت و گاز مرتبط است. تقویت قابلیتهای دریایی ایران با حمایت روسیه، توانایی انسداد یا اختلال کشتیرانی را افزایش میدهد و خطراتی را برای بازارهای جهانی انرژی ایجاد میکند. در واقع، نزدیکی منطقه رزمایش به تنگه هرمز، جنبه مهم این رویداد است. تقریباً یک پنجم نفت معامله شده در سطح جهان و بخش بزرگی از صادرات گاز طبیعی مایع (LNG) از این تنگه عبور میکند. تهران و مسکو با عملیات مشترک در مجاورت آن، راهبرد دیرینه ایران در استفاده از جغرافیا به عنوان اهرم فشار را تقویت میکنند، در حالی که روسیه جنبه نمادین و عملیاتی را به این موضع میافزاید. این ترکیب، تهدیدهای درک شده برای بازارهای جهانی انرژی را تشدید میکند.
همچنین، روسیه و ایران از طریق تعامل دریایی، توانایی خود را برای عملیات مشترک خارج از معماری امنیتی غرب نشان میدهند. این مدل احتمالاً سایر کشورهای منتقد ایالات متحده را به سمت قالبهای مشابه همکاری جذب خواهد کرد. با گذشت زمان، این فرآیند به ظهور یک پیکربندی نظامی چندقطبی منجر میشود و برتری جهانی ایالات متحده را تحت تأثیر قرار میدهد.
این رزمایشهای مشترک در آبهای مهم و راهبردی برای ایالات متحده برگزار میشوند، که نیروهای این کشور به طور سنتی از برتری برخوردار بودهاند. اقدام هماهنگ دو ناوگان، توانایی آنها را برای فعالیت به عنوان یک عنصر عملیاتی واحد افزایش، تأثیر برتری ایالات متحده را کاهش میدهد و آزادی مانور نیروی دریایی ایالات متحده را پیچیده میکند.
در مجموع، رزمایش دریایی روسیه و ایران در نزدیکی تنگه هرمز، برتری دریایی ایالات متحده را فوراً از بین نمیبرد، اما به تدریج آن را تضعیف میکند. مسکو و تهران با ترکیب جغرافیا، هماهنگی و پیام سیاسی، ابهام راهبردی را افزایش، خطرات تشدید تنش را دوچندان و اثربخشی بازدارندگی و تحریمهای ایالات متحده را به چالش میکشند. با گذشت زمان، این پویایی تعادل دریایی را در یکی از بحرانیترین مناطق جهان تغییر شکل میدهد.
اهداف روسیه از رزمایش دریایی با ایران
سیگنال راهبردی به ایالات متحده: روسیه با استفاده از این رزمایش نشان میدهد که میتواند سلطه ایالات متحده را به طور غیرمستقیم در مناطق مهم برای واشنگتن به چالش بکشد. عملیات در نزدیکی تنگه هرمز این پیام را ارسال میکند که روسیه میتواند بدون رویارویی مستقیم با ایالات متحده در اروپا، بر امنیت انرژی جهانی تأثیر بگذارد. این امر، نگرانی راهبردی ایالات متحده را افزایش داده و برنامهریزی بازدارندگی را پیچیده میکند. همچنین، واشنگتن ناگزیر به تخصیص منابع بیشتر میشود.
ایجاد جبهه فشار ثانویه: مسکو با نشان دادن خطرات بیثباتی در خاورمیانه و اقیانوس هند، به دنبال مقابله با گسترش دامنه فعالیتهای نظامی ایالات متحده است. حتی مشارکت محدود نیروی دریایی روسیه، اهرم فشار ایران را تقویت کرده و تصوری از فشار هماهنگ ایجاد میکند. این امر هزینه تمرکز ایالات متحده بر اوکراین و اروپا را افزایش میدهد.
حفظ وجهه قدرت دریایی جهانی: باوجود خسارات و محدودیتهای ناشی از جنگ اوکراین، روسیه قصد همچنان خود را به عنوان یک بازیگر مهم در آبهای آزاد تثبیت کند. شرکت در رزمایشهای اقیانوس هند به مسکو اجازه میدهد تا روایت قدرت بزرگ خود را حفظ کند.
تقویت ایران به عنوان شریک راهبردی: روسیه، ایران را به عنوان یک قدرت منطقهای منطقهای میداند که قادر به تحمیل هزینه به ایالات متحده و متحدانش است. مسکو با بهبود قابلیت همکاری دریایی با ایران، توانایی تهران برای افزایش فشار را تقویت میکند.
عادیسازی محور نظامی تحریمشده: این رزمایشها بخشی از تلاش بزرگ برای نهادینه کردن همکاری بین کشورهای تحریمشده است. رزمایشهای دریایی رسماً به روابط نظامی روسیه و ایران را مشروعیت میبخشد و فعالیت خارج از چارچوبهای امنیتی غرب را افزایش میدهد. این امر قدرت منزویکننده تحریمها را تضعیف و سایر کشورهای منتقد آمریکا را به مشارکت در قالبهای مشابه تشویق میکند.