
به گزارش مانا، در چارچوب تلاشهای چین برای گسترش اتصال ریلی به شرکای تجاری خود، عراق میتواند با تکمیل خط ریلی شلمچه - بصره به حلقهای کلیدی در اتصال ریلی چین به آفریقا و اروپا تبدیل شود. ظرفیتی که افزون بر ایجاد درآمدهای پایدار ترانزیتی، جایگاه بغداد را در معادلات ژئوپلیتیکی و سیاست خارجی پکن و سایر کشورهای ذینفع ارتقا خواهد داد.
پس از پایان جنگ سرد میان بلوک شرق و غرب، نظریهپردازان روابط بینالملل قدرت اقتصادی را در کنار قدرت نظامی بهعنوان یکی از اصلیترین شاخصهای قدرت ملی معرفی کردند؛ بهگونهای که امروزه حتی برخورداری از توان نظامی، بدون پشتوانه اقتصادی مناسب، برای تبدیلشدن به یک قدرت جهانی یا منطقهای کافی نیست. از همین رو، در دهههای اخیر و با کاهش تنشهای بینالمللی، برخی کشورها با تمرکز بر توسعه صادرات کالا و خدمات، رشد اقتصادی چشمگیری را تجربه کردهاند که در این میان، چین بهعنوان شاخصترین نمونه قابلاشاره است.
بخش عمدهای از صادرات چین به قارههای آفریقا و اروپا اختصاص دارد؛ بهطوریکه در سال ۲۰۲۳ نزدیک به ۳۰ درصد از کل صادرات این کشور به این دو قاره انجام شده است. اهمیت آفریقا برای چین تنها به بازار مصرف گسترده این قاره محدود نمیشود، بلکه دسترسی به منابع راهبردی همچون لیتیوم، مس و کبالت نیز از دلایل اصلی توجه پکن به آفریقا به شمار میرود. در همین راستا، توسعه خطوط ریلی در آفریقا طی سالهای اخیر به یکی از محورهای فعالیت دولت و شرکتهای چینی تبدیل شده که نشاندهنده تمایل جدی چین برای ایجاد اتصال ریلی پایدار با این قاره است.
باوجود رشد قابلتوجه اقتصادی چین طی ۲۵ سال گذشته، یکی از چالشهای اساسی تجارت خارجی این کشور، محدودیت مسیرهای تجاری بهویژه در حوزه حملونقل دریایی است؛ بهگونهای که حدود ۶۵ درصد از کل تجارت دریایی و نزدیک به ۸۰ درصد از واردات نفت چین از مسیر دریا و از گذرگاههایی نظیر تنگه مالاکا و کانال سوئز انجام میشود؛ مسیرهایی که به طور سنتی تحت نفوذ رقیب اصلی چین، یعنی ایالات متحده آمریکا، قرار دارند. بر همین اساس، سیاستگذاران چینی در تلاشاند تا بهتدریج وابستگی خود به مسیرهای دریایی را کاهش داده و مسیرهای زمینی، بهویژه خطوط ریلی، را بهعنوان گزینههای جایگزین توسعه دهند.
در همین چارچوب، چین به دنبال ایجاد مسیرهای سریع و کمهزینه برای اتصال به بازارهای صادراتی و مبادی وارداتی خود است که ابرپروژه «یک کمربند - یک جاده» و به طور خاص، خطوط ریلی تعریفشده در ذیل آن، مصداق بارز این راهبرد به شمار میرود. در این میان، کشورهای منطقه غرب آسیا و بهویژه عراق از جایگاه ویژهای برخوردارند و بغداد میتواند با قرارگرفتن در این مسیر، منافع سیاسی و اقتصادی قابلتوجهی کسب کند.
تحقق این هدف مستلزم توسعه اتصالات ریلی عراق با کشورهای همسایه، بهویژه ایران است، کشوری که هماکنون از طریق شبکه ریلی به چین متصل بوده و تاکنون دهها رام قطار باری از چین وارد خاک ایران شده است. برای اتصال ریلی ایران و عراق، پروژههای مختلفی مطرح شده که در این میان، خط ریلی شلمچه - بصره به دلیل پیشرفت فیزیکی بیشتر، کوتاهتر بودن مسیر و هزینه کمتر احداث، از اهمیت بالاتری نسبت به سایر گزینهها برخوردار است.
خط ریلی شلمچه - بصره بهعنوان یکی از پروژههای مشترک عمرانی ایران و عراق، نخستینبار در اواسط دهه ۸۰ شمسی مطرح شد، اما به دلیل تعلل طرفین، تاکنون به بهرهبرداری نرسیده است. سرانجام در شهریورماه ۱۴۰۲، تفاهمنامهای مشترک با حضور «محمد شیاع السودانی»، نخستوزیر عراق و «محمد مخبر»، معاون اول پیشین رئیسجمهور ایران، به امضا رسید که بر اساس آن، طرف عراقی متعهد به ریلگذاری ۳۳ کیلومتر مسیر در خاک عراق شد و در مقابل، طرف ایرانی مسئولیت مینروبی ۱۶ کیلومتر ابتدایی مسیر و احداث پل بازشوی ۸۰۰ متری بر روی اروندرود را بر عهده گرفت.
در صورت تکمیل این خط ریلی، چین خواهد توانست از مسیر قزاقستان، ترکمنستان، ایران و عراق به آفریقا متصل شود. قرارگرفتن عراق در مسیر کریدور «یک کمربند - یک جاده» میتواند زمینهساز ورود سرمایهگذاریهای گسترده چین، بهویژه در حوزه زیرساختهای این کشور شود؛ روندی که نمونههای آن در بسیاری از کشورهای واقع در این کریدور بهوضوح قابلمشاهده است.
پس از تحقق اتصال ریلی چین به آفریقا از مسیر یادشده، بخش قابلتوجهی از مبادلات کالایی میان چین و آفریقا میتواند از طریق ایران و عراق انجام شود؛ امری که علاوه بر ایجاد درآمدهای چشمگیر ترانزیتی، نقش جدید و مؤثری را برای عراق در معادلات منطقهای و بهویژه در روابط اقتصادی و راهبردی با چین تعریف خواهد کرد.