
به گزاش مانا به نقل از بازار؛
مهدی فامیل محمدی: بندر چابهار میتواند بهعنوان تنها بندر اقیانوسی ایران در خارج از تنگه هرمز، مسیر جایگزین واردات کالای اساسی و غلات مورد نیاز کشور باشد. تجربه پهلوگیری و تخلیه کشتیهای بزرگ فلهبر در بندر شهید بهشتی (چابهار) نشان میدهد این بندر از نظر عمق حوضچه و امکان پهلوگیری کشتیهای بزرگ محدودیتی ندارد؛ اما ظرفیت عملیاتی آن برای تخلیه سریع غلات و کالای اساسی نیازمند تقویت تجهیزات و لجستیک پسکرانه است. بر این اساس، اقدامات زیر برای فعالسازی فوری این مسیر قابل انجام است و باید در دستور کار قرار گیرد:
۱- استفاده از ظرفیت موجود بندر شهید بهشتی برای پهلوگیری کشتیهای فله غلات: بندر شهید بهشتی چابهار دارای اسکلههای آبعمیق با عمق حدود ۱۶ متر است و پیش از این نیز کشتیهای بزرگ فلهبر حامل گندم در این بندر تخلیه شدهاند. بنابراین از نظر پذیرش کشتی، امکان پهلوگیری کشتیهای ۳۰ تا ۷۰ هزار تنی غلات در این بندر وجود دارد؛ فلذا در شرایط فعلی میتوان کشتیهای غلات را مستقیماً به این بندر هدایت کرد.
۲- استفاده از تجهیزات موجود بندر برای تخلیه اولیه غلات: در حال حاضر بخشی از تجهیزات لازم برای تخلیه فله در بندر چابهار وجود دارد که شامل تعدادی دستگاه جرثقیل متحرک بندری، گربهای فلهبردار، تعدادی هاپر تخلیه و نوار نقاله است. همچنین حداقل یک دستگاه مکنده غلات در این بندر وجود دارد. با این تجهیزات، تخلیه یک کشتی فله غلات ۳۰ هزار تنی با استفاده از دو جرثقیل و دو هاپر میتواند در حدود ۳ تا ۴ روز انجام شود؛ یعنی حتی بدون توسعه زیرساختها نیز امکان تخلیه فوری غلات در این بندر وجود دارد.
۳- انتقال فوری تجهیزات از سایر بنادر برای افزایش سرعت تخلیه: برای تسریع عملیات تخلیه و کاهش زمان توقف کشتیها میتوان بخشی از تجهیزات بنادر دیگر کشور را بهصورت موقت به چابهار منتقل کرد. از جمله انتقال یک تا دو دستگاه جرثقیل متحرک بندری به همراه گرب فله، دو تا سه دستگاه هاپر برای تخلیه مستقیم به کامیون، یک دستگاه مکنده غلات و چند خط نوار نقاله متحرک. با استقرار این تجهیزات و ایجاد دو خط تخلیه همزمان، تخلیه یک کشتی ۳۰ هزار تنی غلات میتواند در حدود ۴۸ تا ۷۲ ساعت انجام شود.
۴- استفاده از انبارهای موقت و سیلوهای پیشساخته در پسکرانه بندر: از آنجا که ظرفیت سیلو و انبار غلات در چابهار محدود است، میتوان از انبارهای موقت سازهای یا سیلوهای فلزی پیشساخته برای ذخیره کوتاهمدت غلات استفاده کرد. این روش در بسیاری از بنادر جهان برای مدیریت واردات اضطراری کالاهای اساسی استفاده میشود.
۵- سازماندهی ناوگان کامیونی برای انتقال کالا به داخل کشور: در صورت تخلیه یک کشتی ۳۰ هزار تنی غلات، حدود ۱ تا ۱.۲ هزار سرویس کامیون ۲۵ تا ۳۰ تنی برای انتقال این بار به داخل کشور نیاز خواهد بود. بنابراین فعالسازی این مسیر نیازمند سازماندهی ناوگان حمل جادهای و ایجاد پایانههای موقت بارگیری در پسکرانه بندر است تا عملیات تخلیه کشتیها با وقفه مواجه نشود.
۶- سرمایهگذاری فوری برای پایداری مسیر چابهار در شرایط امتداد انسداد تنگه هرمز: با توجه به احتمال بالای تداوم انسداد تنگه هرمز، اتکا به راهکارهای موقتِ انتقال تجهیزات کافی نیست و باید «پایداری عملیاتی» چابهار بهعنوان مسیر جایگزین در سطح ملی تثبیت شود. تکمیل کریدور لجستیکی چندبانده چابهار، بهرهبرداری فوری از پایانه مکانیزه غلات ۱۰۰هزار تنی و اتصال ریلی چابهار به شبکه سراسری، سه پروژهای هستند که مستقیماً ظرفیت تخلیه را چند برابر میکند و گلوگاههای اصلی کامیونی را کاهش میدهد. ضروری است سازمان برنامه و بودجه با نگاه «پروژههای حیاتی امنیت غذایی»، بیشترین منابع اعتباری و تسهیلاتی را فوراً به این سه محور اختصاص دهد تا چابهار از یک مسیر اضطراری کوتاهمدت به یک شاهراه پایدار واردات کالای اساسی تبدیل شود و تهدید جنگ را به فرصت توسعه بندر چابهار بدل کند.
اکنون، با انتقال محدود تجهیزات از سایر بنادر به چابهار، امکان تخلیه سریع کشتیهای فله در این بندر فراهم است. با این حال، گلوگاه اصلی این مسیر نه اسکله و تجهیزات تخلیه، بلکه تأمین تعداد کافی کامیون برای انتقال بار، مدیریت صف گیت بندر و ظرفیت مسیر جادهای چابهار به داخل کشور است که باید همزمان برای آن برنامهریزی شود.