
اختصاصی مانا- آنچه در اسناد استراتژیک ایالات متحده و چین برجسته است، پذیرش ورود نظم جهانی به مرحلهای ناپایدار و پرریسک است. با وجود تفاوت در تفسیرها هر دو طرف توافق دارند که رقابت های جهانی کنونی موقتی نبوده و به بخشی پایدار از تحولات نظام بینالملل تبدیل شده است.
در این چارچوب رقابت میان ایالات متحده و چین به یکی از کانونهای اصلی عدم قطعیت جهانی تبدیل شده است که فراتر از حوزه امنیتی به اقتصاد، فناوری و زنجیرههای تأمین گسترش یافته است. ایالات متحده با پیوند دادن امنیت ملی به کنترل فناوریهای حساس و کاهش وابستگیهای استراتژیک عمل میکند، در حالی که چین با تکیه بر تابآوری اقتصادی و خوداتکایی فناورانه در پی مهار آسیبپذیریهای بیرونی است.
همزمانی این دو رویکرد نهتنها به کاهش عدم قطعیت منجر نشده، بلکه با بازآرایی زنجیرههای تأمین، تشدید محدودیتهای فناورانه و اولویتیافتن امنیت اقتصادی، فضای پیشبینیپذیری اقتصاد جهانی را تضعیف کرده و شکافهای ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیک را تعمیق بخشیده است. در نتیجه رقابت میان آمریکا و چین از بازتاب وضعیت ناپایدار نظم جهانی فراتر رفته و خود به یکی از موتورهای اصلی بازتولید عدمقطعیت در نظام بینالملل تبدیل شده است.
بدین ترتیب میتوان گفت که دو منبع درهمتنیده عدم قطعیت نقش تعیینکنندهای در شکلدهی به مرحله بعدی تحولات جهانی ایفا میکنند که عبارتند از:
عدمقطعیت حیاتی در چشمانداز ژئوپلیتیک
این حوزه بهطور مستقیم بر امنیت، اقتصاد و نظم بینالمللی اثر میگذارد و در سالهای اخیر وارد مرحلهای از بیثباتی ساختاری شده است. در این بستر ژئوپلیتیک دیگر صرفاً عرصهای برای رقابتهای محدود منطقهای نیست، بلکه به کانونی ساختاری بدل شده است که پیامدهای آن بهسرعت در سطوح منطقهای و جهانی سرریز میشود.
مسئله تایوان در قلب این معادله قرار دارد که به یکی از کانونهای پایدار عدم قطعیت ژئوپلیتیکی تبدیل شده است. آنچه این پرونده را به منبعی مداوم از بیثباتی بدل میکند، نه صرفاً احتمال درگیری نظامی، بلکه بکارگیری تدریجی ابزارهای فشار غیرنظامی از فشارهای اقتصادی و محدودیتهای دریایی گرفته تا اقدامات نظارتی و سیگنالدهی روانی است.
این بیثباتی بهسرعت به حوزههای حیاتیتری سرریز شده و امنیت انرژی و مسیرهای کشتیرانی را تحت تأثیر قرار داده است. حملات به کشتیرانی در دریای سرخ در پیوند با جنگ غزه و تحولات یمن نشان داد چگونه منازعات محلی میتوانند در مدت کوتاهی به اختلال در تجارت جهانی و افزایش نااطمینانی ژئوپلیتیکی منجر شوند.
در پس این کانونهای بیثباتی، فرسایش بازدارندگی قرار دارد که سیاستهای خاکستری رقابت را به مرز مبهم جنگ و صلح میکشانند و بیثباتی دائمی را به ویژگی پایدار نظم جهانی بدل میکنند.
عدمقطعیت حیاتی در چشمانداز ژئواکونومیک
دومین منبع عدم قطعیت به چشمانداز ژئواکونومیک بازمیگردد که اقتصاد جهانی بهطور فزاینده امنیتی شده و تصمیمات اقتصادی مستقیماً در خدمت محاسبات ژئوپلیتیکی قرار گرفتهاند. در این فضا مرز میان اقتصاد و سیاست امنیت ملی کمرنگ شده و منطق بازار آزاد بهتدریج جای خود را به ملاحظات استراتژیک داده است.
روابط اقتصادی میان ایالات متحده و چین نمونهای شاخص از وضعیت کنونی ژئواکونومی جهانی بهشمار میرود. تعامل میان این دو قدرت نه بهصورت تقابل کامل و نه در قالب همکاری پایدار، بلکه به شکل ترکیبی ناپایدار از رقابت و همکاری محتاطانه جریان دارد. در حالی که توافقهای تجاری مذاکرهشده و گفتوگوهای دورهای ادامه مییابند، جدایی استراتژیک در حوزههایی چون فناوریهای پیشرفته، کنترل صادرات و امنیت زنجیرههای حساس نیز بهطور همزمان پیش میرود که خود به منبعی دائمی از عدمقطعیت در اقتصاد جهانی تبدیل شده است.
در نهایت تحولات همزمان ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیک نشان میدهد که عدمقطعیت به ویژگی ساختاری نظم جهانی تبدیل شده است. درهمتنیدگی امنیت، اقتصاد و فناوری بهویژه در رقابت ایالات متحده و چین منطق یکپارچگی و کارایی را تضعیف کرده و محاسبات مبتنی بر ریسک و تابآوری را جایگزین آن ساخته است. نتیجه این روند کاهش پیشبینیپذیری، فرسایش بازدارندگی و افزایش شکنندگی نظام بینالملل است که مدیریت بحرانها را پرهزینهتر و چشمانداز نظم جهانی را با ابهامی پایدار مواجه میسازد.
شهره پولاب- دکتری جغرافیای سیاسی و پژوهشگر روابط بینالملل