mana.ir

کد خبر: ۸۰۳۵۵ |
تاریخ انتشار: ۱۱:۲۷ - ۲۷ فروردين ۱۳۹۷
حال اقتصاد جهانی خوب است! این گزاره ایست که این روز‌ها بیش از پیش از زبان تحلیلگران و اقتصاددانان جهانی عنوان می‌شود و همه و همه بر اساس داده‌های آماری از اقصی نقاط جهان بر این امر صحه  می‌گذارند که سال ۲۰۱۷ سال تنفس و آرامش بود و همه و همه با یک چشم انداز دل انگیز پا به سال ۲۰۱۸ گذاشتند و امید‌ها بار دیگر بر تحلیل‌ها سایه افکند.

این امید با چند، اما و اگر همراه است و بزرگان اقتصاد جهان که هر ساله نسخه شفا بخش برای تداوم رشد می‌پیچند، معتقد هستند، اگر تحلیل شرایط بر اساس داشته‌های جهانی نباشد و اگر رفتار عوام فریبانه که با انتخاب چند پوپولیسم بر جهان سایه انداخته رو به حل شوندگی در جهان نرود، شرایط بر همین منوال نخواهد بود.

اولین بار کریستین لاگارد رئیس صندوق بین المللی پول این گزاره را بر صدر اخبار نشاند که وجود رفتار درونگرا باعث ایجاد رخوت خواهد شد که منظور مستقیم آن به رئیس جمهور امریکا بود که روند جهانی شدن را زیر سوال برده و داده‌های جهانی را مورد تمسخر قرارمی داد.

رفتار ترامپ و شعار اول امریکای معروف او که مغایر با تمام ارزش‌های به دست آمده دوران نوین است بیش از آنکه باعث ثبات شده باشد، ایجاد یک عدم قطعیت بزرگ در جهان کرده است، عدم قطعیتی که از اصول کوانتومی فاقد قطعیت هایزنبرگ نیز پا را فراتر گذاشته است.

همین رفتار موجب شد که هشدار‌ها رنگ واقعیت به خود گیرد و در حالی که اقتصاد امریکا بیشترین رکورد رشد را در سه سال اخیر به ثبت رساند، بزرگترین سقوط ارزش سهام را نیز در اولین ماه‌های سال ۲۰۱۸ برای ۷ سال اخیر نشان دهد.

این یک اصل کلی و دقیق در اقتصاد است که نه بر اساس تئوری که به تجربه به اثبات رسیده است که اقتصاد و بازار بعد از چند سال رفتار خود را باز سازی می‌کند و هنگامی که نمودار‌ها نشانه‌هایی از رشد را نمایان می‌سازند اولین تردید را همین تکرار رفتار در اذهان نمایان می‌کند که "هر رشد درستی در پس خود رکودی را به کمین نشسته. "

حال بزرگترین " اگر" این سال‌ها لااقل بعد از رکود سال ۲۰۰۸، بازگشت رکود بر سر اقتصاد جهانی است، اما با یک تفاوت بزرگ که دیگر عقلایی در راس امور بزرگترین اقتصاد جهان حضور ندارند که بتوانند نسخه شفا بخش برای اقتصاد بین الملل طرح ریزی کنند.

بزرگترین اما و اگر این روز‌های جهان نوع نگرش ترامپ؛ این مقاطع کار سابق و رئیس جمهور امروز است، زیرا او نه برای ترمیم که برای تخریب همه اندوخته‌های بشری منتخب مردم شده است.

حال اگر بخواهیم به دستاورد قرن حاضر و البته مدرنیته رجوع کنیم آنچه بیش از پیش بر صدر خواهد نشست، نوع مواجهه و نقد شرایط است. آنچه عقل بشر امروز را برساخته با تمام اعتراض‌های وارد و ناوارد به آن نوع نگاه نقادانه به شرایط است آنجا که بر اساس عقل کانتی که همچنان برجهان حاکم است نقد یعنی احصای امکان‌ها، حال اگر به رویکرد چهل و پنجمین رئیس جمهور ایالات متحده نظاره کنیم آنچه خواهیم یافت نه دست چین امکان‌ها بلکه  بسامد اوهام است، اوهامی که در پوسته‌ی باید‌ها، به جای آنکه هنجار بیآفریند تولید ناهنجاری و اعوجاج کرده است.

اگر بپذیریم که نهایت فکر مدرن در سال‌های اخیر برای رسیدن به ثبات اقتصادی و البته دوری جستن از تضارب غیر ضروری، عنصر در هم تنیدگی اقتصاد است، آنچه در امریکا بر کوس آن کوبیده می‌شود بی ثباتی و  نوعی لج بازی با اقتصاد جهان است و اگر بپذیریم که شاکله نقد مدرن را، "امکان" و نه "ضرورت " صورت بندی می‌کند برای در هم ریختن این شرایط دولت امریکا و شخص ترامپ باید طرحی را به عنوان آلترناتیو ارائه کند که هم قابلیت جایگزینی داشته باشد و هم بر اساس " امکانات" جهانی بنا شده باشد.

اقتصاد علم داده‌ها و ریاضیات است و بر همین اساس جز علوم قطعی است؛ آنجا که ریاضیات بر صدر باشد عدم قطعیت جایی در تفسیر‌ها نخواهد داشت و اگر بپذیریم که خروش حاشیه بر متن می‌تواند، خدشه ایجاد کند باید پذیرفت امروز خود متن بر علیه متن خروش کرده لذا امروز با تمام نمایه زیبایی که از اقتصاد در اذهان نقش بسته، حال و روز خوبی برای آینده نمی‌توان به قطع متصور شد، زیرا بزرگترین اقتصاد جهان در حال طی طریق بر اساس یک عدم قطعیت بزرگ است.

آنچه امروز جهان را بیش از پیش می‌تواند به سوی پیروزی و عبور از گردنه حیرانی سوق دهد بازگشت به اصول جهانی شدن بر اساس اتحاد آسیا و اروپا است و از این رهگذر میتوان امیدوار بود تاثیر ترامپ گذرا شده و اقتصاد نجات یابد.

امیرفلاح

روزنامه نگار
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث